|
Utopia داستان کوتاه انگلیسی ،داستان کوتاه صوتی ، ادبیات انگلیسی، اشعار انگلیسی و ...
| ||||||
|
در آینده مجموعه لغات مربوط به محیط زیست که در خبر ها و متون علمی بیشترین فراوانی را دارند بر اساس لیست زیر در وبلاگ قرار خواهد گرفت. 1- Forestry 2- Inland Waters 3- Hills and Mountains 4- Deserts and Prairies and Wildernesses 6- The Countryside 7- The air, Land and Wetland 8- Soil Environmental issues: acid rain: noun [U] rain which contains large amounts of harmful chemicals as a result of burning substances such as coal and oil biodegrade: verb [I] Some plastics are designed to biodegrade when their useful life is over. carbon tax: noun [C] SPECIALIZED a tax on the use of oil, coal etc. which produce greenhouse gases which harm the atmosphere. tax: a mount of money paid to government conservation: noun [U] ( preservation) the protection of plants and animals, natural areas, and interesting and important structures and buildings, especially from the damaging effects of human activity: wildlife conservation a conservation area ادامه مطلب [ شنبه بیست و ششم اسفند 1385 ] [ ] [ سعید ]
Love and Time Inspirational love stories Once upon a time, there was an island where all the feelings lived: Happiness, Sadness, Knowledge, and all of the others, including Love. One day it was announced to the feelings that the island would sink, so all constructed boats and left. Except for Love. روزی روزگاری، جزیره ای بود که تمام احساسات در آنجا زندگی می کردند. شادی ، غم ، دانش و همچنین سایر احساسات مانند عشق. یک روز به احساسات اعلام شد که جزیره غرق خواهد شد. بنابراین همگی قایق هایی را ساختند و آنجا را ترک کردند. بجز عشق. عشق تنها حسی بود که باقی ماند. عشق خواست تا آخرین لحظه ممکن مقاومت کند. وقتی جزیزه تقریبا غرق شده بود، عشق تصمیم گرفت تا کمک بخواهد. ثروت در قایقی مجلل در حال عبور از کنار عشق بود. عشق گفت: می توانی من را هم با خود ببری؟ ثروت جواب داد: در قایقم طلا و نقره زیادی هست و جایی برای تو وجود ندارد. عشق تصمیم گرفت از غرور، که او هم سوار بر کشتی زیبایی از کنارش در حال عبور بود در خواست کمک کند. -"غرور، لطفا کمکم کن" غرور جواب داد:"عشق، من نمی توانم کمکت کنم . تو خیس هستی و ممکن است به قایقم آسیب برسانی" غم نزدیک بود ، بنابراین عشق در خواست کمک کرد،" اجازه بده همراهت بیایم" غم جواب داد:" اه...عشق من خیلی غمگینم و نیاز دارم تنها باشم" شادی هم از کنار عشق گذشت و بقدری شاد بود که حتی صدای در خواست عشق را نشنید. ناگهان صدایی به گوش رسید،" بیا عشق، من تو را همراه خود خواهم برد" صدا، صدای پیری بود. عشق درود فرستاد و به حدی خوشحال شد که فراموش کرد مقصدشان را بپرسد. وقتی به خشکی رسیدند، پیری راه خودش را در پیش گرفت.عشق با علم به اینکه چه قدر مدیون پیریست از دانش که مسنی دیگر بود پرسید: "چه کسی نجاتم داد؟ " دانش جواب داد:" زمان بود" عشق پرسید:" زمان؟ اما چرا نجاتم داد؟ " دانش با فرزانگی خاص و عمیقی لبخند زد و جواب داد: " زیرا تنها زمان است که توانایی درک ارزش عشق را داراست" SHORT STORIESمنبع: ترجمه: سعید ضروری [ جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 ] [ ] [ سعید ]
در این پست با جناب آقای محمد کرم الدینی نویسنده وب لاگ « با یوزپلنگان دویده ام » آشنا خواهید شد که در زمینه ترجمه و تالیف کتب علمی دارای سوابق متعددی است به منظور آشنایی بیشتر با این شخصیت علمی پیشنه های کاری ایشان آورده شده، امیدوارم که از مطالب و کارگاه ترجمه ایشان استفاده کنید. معلم، نويسنده، مترجم و پژوهشگر [ پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 ] [ ] [ سعید ]
Groups of animals
ادامه مطلب [ شنبه دوازدهم اسفند 1385 ] [ ] [ سعید ]
Alexander Fleming
His name was Fleming, and he was a poor Scottish farmer. One day, while trying to eke out a living for his family, he heard a cry for help coming from a nearby bog. He dropped his tools and ran to the bog. There, mired to his waist in black muck, was a terrified boy, screaming and struggling to free himself. Farmer Fleming saved the lad from what could have been a slow and terrifying death. The name of the nobleman: Lord Randolph Churchill. الكساندر فلمينگ کشاورز فقیر اسکاتلندی بود و فلمینگ نام داشت. يك روز، در حالي كه به دنبال امرار معاش خانواده اش بود، از باتلاقي در آن نزديكي صداي درخواست كمك را شنید، وسايلش را بر روي زمين انداخت و به سمت باتلاق دوید. پسری وحشت زده که تا كمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد مي زد و تلاش مي كرد تا خودش را آزاد كند. فارمر فلمينگ او را از مرگي تدریجی و وحشتناك نجات می دهد. روز بعد، كالسكه اي مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسید. مرد اشراف زاده خود را به عنوان پدر پسري معرفي کرد كه فارمر فلمينگ نجاتش داده بود. اشراف زاده گفت: " مي خواهم جبران كنم ". "شما زندگي پسرم را نجات دادی". کشاورز اسکاتلندی جواب داد: " من نمي توانم براي كاري كه انجام داده ام پولی بگيرم". پيشنهادش را نمی پذیرد. در همين لحظه پسر كشاورز وارد كلبه شد. اشراف زاده پرسید: " پسر شماست؟" كشاورز با افتخار جواب داد:"بله" با هم معامله مي كنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل كند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردي تبديل خواهد شد كه تو به او افتخار خواهي كرد. پسر فارمر فلمينگ از دانشكده پزشكي سنت ماري در لندن فارغ التحصيل شد. همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سر الكساندر فلمينگ كاشف پنسيلين مشهور شد. سال ها بعد، پسر اشراف زاده به ذات الريه مبتلا شد. چه چيزي نجاتش داد؟ پنسيلين. منبع: SHORT STORIES [ چهارشنبه نهم اسفند 1385 ] [ ] [ سعید ]
Short jokes: Patient: Doctor, I have a pain in my eye whenever I drink tea. Patient: Doctor! You've got to help me! Nobody ever listens to me. No one ever pays any attention to what I have to say. Doctor: Next please! Mother: "Did you enjoy your first day at school?" A: Hey, man! Please call me a taxi. A: Why are you crying? Man: I could go to the end of the world for you. Man: I offer you myself. Man: I want to share everything with you. Teacher: Why are you late? "You look very funny wearing that belt." "I was born in California." Source: The Internet TESL Journal [ سه شنبه هشتم اسفند 1385 ] [ ] [ سعید ]
Teaching Second Language Reading Strategies Takako Kawabata Introduction This article describes a program that can be used for EFL classes to teach reading strategies. The objectives of the program are that the students should be able to understand the text structure of a particular genre, find the main idea in the text, learn new vocabulary and learn effective reading strategies to develop their reading comprehension. In classroom interaction, a shift between teacher and learner focus is made to provide the teacher's support and guidance at earlier stages and gradually withdraw the teacher's focus to assist students in becoming more independent learners. As some students may be shy when speaking and afraid of making mistakes in front of the class or peers, whole class, groups, and pair discussion are implemented at the earlier stages to minimize their anxiety. ادامه مطلب [ چهارشنبه دوم اسفند 1385 ] [ ] [ سعید ]
|
||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||